عاشقانه

از حجاب حسن شرم آلوده لیلی هنوز .... بید مجنون را میسر نیست سر بالا کند (صائب)

من و یک روز

/ بازدید : ۱۴۸





پی نوشت: صبح بیدار می شم چشمام خسته است مثل وقتهایی که حسابی گریه می کردم قبل خواب، ولی شب قبل گریه نکرده بودم .... حتم بغضی بود که تو خواب شکسته بود اما گلومم درد می کرد .... عصری می رم کلاس و بعد برمی گردم تو مسیر می رم عکاسی .... تو در و دیوارش این دو تا شعر جلب توجه می کنه : ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی و

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی/ که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی....دلم باز می گیره یاد صبح و چشمای اشک آلود از خواب پاشده و گلوی دردناک می افتم .....

نویسنده : بید مجنون ۰ نظر ۱ لایک:) |

دوست

/ بازدید : ۱۱۹

هر وقت متنهایی خوندم که دوست رو توش فریاد زده هنگ کردم و مبهوت موندم 

چه وقتایی که بارها و بارها دست نوشته دوست دوست احمد رضا احدی رو خوندم و تو این جملات کم آوردم :

قصه قصه ی حب است .

وقتی تمام زندگی انسان تمام افکار یک انسان بعد از خدا یک دوست باشد و آن هم دوستی همسنگ تو ....

قصه قصه ی فرهاد نیست افسانه ی مجنون نیست .

قصه ی لرزیدن قلبی و چکیدن اشکی است .

قصه قصه ی غریبی است با یک آشنا میان این همه غریبه ها .

چه وقتی که دوستی برام این عکس و این پیام رو گذاشت : 



لبخند که می‌زنی

 

یوسفی می‌شوم

 

 

که بی‌هیچ برادری

 

 

در چال گونه‌ات

 

 

گم می‌شوم 


مخصوصا که توضیح می ده قشنگترین فلج ها فلجی هست که چال گونه ایجاد می کنه 


و من از خدا متشکر می شوم که قشنگترین رو هم نصیب من کرده 

نویسنده : بید مجنون ۰ نظر ۲ لایک:) |

دو تا دوست جدید

/ بازدید : ۲۹۰

امروز دو تا دوست جدید پیدا کردم 1- شهید صادق مزدستان 

و 2- شهید سیامک دولتی 

نویسنده : بید مجنون ۲ نظر ۲ لایک:) |
About Me
عاشقانه ها من رو یاد خدا می اندازند
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان