عاشقانه

از حجاب حسن شرم آلوده لیلی هنوز .... بید مجنون را میسر نیست سر بالا کند (صائب)

من و یک روز

/ بازدید : ۱۱۱





پی نوشت: صبح بیدار می شم چشمام خسته است مثل وقتهایی که حسابی گریه می کردم قبل خواب، ولی شب قبل گریه نکرده بودم .... حتم بغضی بود که تو خواب شکسته بود اما گلومم درد می کرد .... عصری می رم کلاس و بعد برمی گردم تو مسیر می رم عکاسی .... تو در و دیوارش این دو تا شعر جلب توجه می کنه : ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی و

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی/ که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی....دلم باز می گیره یاد صبح و چشمای اشک آلود از خواب پاشده و گلوی دردناک می افتم .....

نویسنده : بید مجنون ۱ لایک:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
عاشقانه ها من رو یاد خدا می اندازند
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان