عاشقانه

از حجاب حسن شرم آلوده لیلی هنوز .... بید مجنون را میسر نیست سر بالا کند (صائب)

مقاله : چگونه با قضاوت عجولانه خود مقابله کنیم

/ بازدید : ۱۹۱

این مقاله تمرینی در دوره سمپوزیوم برگزار شده توسط آقای شاهین کلانتری نگاشته شده است. 

امروز به سبب تغییر نحوه ی ارتباطات زندگی و گسترش روابط به شکل مجازی ما با این جملات در انواع شبکه های اجتماعی مواجه می شویم که نشان دهنده شیوع قضاوت عجولانه در جامعه انسانی است:

انسانها را از روی عکس هایشان قضاوت نکنید، هیچ انسانی از دلتنگی‌هایش عکس نمیگیرد.

 وقتی دیگران را قضاوت میکنی، آنها را نه، بلکه خودت را تعریف میکنی...!

از زندگی آموختم تا با کفش کسی راه نرفتم؛رفتنش را قضاوت نکنم....

بچه که بودیم، قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودیم، بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه...کاش هنوز همه رو به اندازه بچگی دوست داشتیم

 چقدر دردآور است میخواهی خوب باشی ، که میخواهی با همه مهربان باشی، اما بد فهمیده شوی و بد قضاوت شوی، اما با تمام این قضاوت ها مهم نیست ، من برای خودم زندگی میکنم

 شخصی در کاباره میمیرد، و شخصی دیگر در مسجد، شاید اولی برای نصیحت داخل رفته بود، و دومی برای دزدیدن کفشها پس انسانها را به میل خود قضاوت نکنیم

 انسان ها برای اینکه خود قضاوت نشوند، در قضاوت دیگران عجله میکنند

 موقعیتی که هرگز در اون نبودی رو قضاوت نکن، هیچ کس اونقدر بی گناه نیست، که بتونه زندگی دیگران رو قضاوت کنه

 وظیفه ما نیست که خطای دیگران را جستجو کنیم و دیگران را قضاوت کنیم.

تمام نیروی خویش را باید برای قضاوت در کار خودمان صرف کنیم، و سعی کنیم تمامی خصوصیات و صفات بدمان را تغییر دهیم

 کسی را قضاوت نکنید ، فقط برای اینکه گناهانش با گناه های شما فرق دارد...

قضاوت و پیش‌داوری درباره یک شخص، مشخص نمی‌کند او کیست؛ مشخص می‌کند شما کیستید...!

هیچ کس دراین دنیا کامل نیست، اگر از آدمها بخاطر اشتباهاتشان دوری کنی همیشه تنها خواهی ماند پس کمتر قضاوت کن  و بیشتر عشق بورز.

 

انسان به تبع زندگی اجتماعی دارای عادات و رفتارهای متنوعی است، بعضا بعضی رفتارها رفتاری ناپسند و نامقعول است که باعث آزار خود فرد و کسان دیگری که با فرد در ارتباطند می شود. اگر منصفانه بخواهیم به مقوله قضاوت عجولانه نگاه کنیم رفتاری است که اغلب از همه ما بیش و کم سر می زند و شاید کمتر کسی باشد که در زندگی خود این رفتار را از خود نشان نداده باشد.

قضاوت کردن و پیش داوری در مورد رفتار دیگران یکی از آزار دهنده ترین رفتارهایی است که می تواند در وجود افراد نهادینه شود، به خصوص در جمع خانواده این پیش داوری می تواند آزاردهنده تر باشد زیرا کانون گرم خانواده محیطی است که افراد بیشترین حس اعتماد و اطمینان خاطر را باید تجربه کنند حال اگر با فردی مواجه شوند که بخواهد تمام اعمال و رفتار آنها را پیش داوری نمایند احساس خطر خواهند کرد زیرا ممکن است مسیر زندگی آنها به طور کلی تغییر کند. با پیش داوری و قضاوت عجولانه پای شک، بدبینی و حسادت به خانواده ها کشیده می شود و کانون گرم خانواده با تنش مواجه می شود.

از پیامدهای قضاوت عجولانه می توان به ایجاد حس سوء ظن به دیگران، نگاه بی اعتماد به شخص قضاوت کننده، احساس خجالت و ندامت در فرد و محدود شدن روابط اجتماعی اشاره کرد.

پیش داوری و قضاوت عجولانه بر اساس منطق و واقعیت نیست بلکه بر پایه مجموعه ای از فرضیات، مفاهیم نیمه درست و گمانه زنی ها شکل می گیرد و مبتنی بر تعمیم غلط و انعطاف است و اگر پیش داوری نوعی نگرش است، تبعیض، تجلی آن و تحقیر یا برچسب زدن،  از پیامدهای آن می باشد.

روانشناسان معتقدند که پیش داوری حاصل تمایل طبیعی ما برای قالب بندی جهان به منظور معنا دادن به آن است. این قالب ها مبتنی بر واقعیت نیستند بلکه بر اساس تجارب قبلی محدود ما که آن را درست و قطعی تلقی می کنیم، شکل می گیرد.

جهت دست یافتن به درک درستی از پیش داوری، روانشناسان مطالعاتی را در زندگی روزمره انجام داده اند. برای مثال در یکی از پژوهش های مشهور در این حوزه، یک گروه 22 نفری از پسرانی که در یک اردوی تابستانی شرکت کرده بودند به دو گروه به نام ( مارها و عقاب ها) تقسیم شدند. سپس دو گروه در یک سری فعالیت های رقابتی که مستلزم عملکرد اعضای گروه ها در مقابل یکدیگر بود، شرکت کردند. پس از مدت کوتاهی اعضای هر گروه ، نگرش های منفی و تصورات قالبی در مورد اعضای گروه مقابل پیدا کردند. از جمله اینکه تمام مارها متقلب اند. و همه عقاب ها در فعالیت ورزشی ضعیف عمل می کنند. این تجربه نشان می دهد که افراد به سرعت با گروه های خود همانندسازی کرده و ویژگی های نادرست را به اعضای گروه دیگر نسبت داده و احساسات تنفر آمیز در مورد آنها کسب می کنند.

از دلایل قضاوت عجولانه به تکانشگری، پیش گویی خود کام بخش، عدم برخورداری از مهارت گوش دادن، گوش به زنگی و نگرانی مفرط ، فرافکنی یا نسبت دادن ویژگیهای خود به دیگران، وجود تعارض های حل نشده، ذهن خوانی، داشتن تجربیات منفی بسیارو ظاهر بینی اشاره کرد.

در قرآن سوره حجرات آیه 12 بیان شده است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا ۚ أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ

ای اهل ایمان، از بسیار پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخی ظنّ و پندارها معصیت است و نیز هرگز (از حال درونی هم) تجسس مکنید و غیبت یکدیگر روا مدارید، هیچ یک از شما آیا دوست می‌دارد که گوشت برادر مرده خود را خورد؟ البته کراهت و نفرت از آن دارید (پس بدانید که مثل غیبت مؤمن به حقیقت همین است) و از خدا پروا کنید، که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.

در این آیه اهل ایمان از ظن و گمان در حق یک دیگر منع شده اند.

در مطالعات به راهکارهای قضاوت عجولانه از جمله توقف فکر موقع قضاوت عجولانه، به چالش کشیدن افکار مربوطه، داشتن نوع دوستی و درک نسبت به دیگران، فکر به نکات مثبت و نقطه قوت شخصیت مقابل، حس طلبکار بودن از آدم و عالم، سوال از رفتار ناموزون فرد مورد قضاوت، تلاش برای رفع سوتفاهم، دقت در انتخاب کلمات، پرسیدن سوالات زیر موقع  قضاوت:

الف) آیا این نگرش من صحیح است؟

ب) آیا خود من انسان کاملی هستم؟

ج) آیا من تمام حقایق مربوط به این شخص را می‌دانم؟

د) من نکات منفی او را می‌بینم یا نکات مثبت او را؟ اشاره شده است.

موارد ذکر شده اگر چه سبب افزودن دانش نویسنده این مرقوم در حوزه قضاوت عجولانه شد، اما راهکاری عملی برای کاهش و رفع قضاوت عجولانه را فراهم نیاورد. گویا باید اتفاق  دیگری می افتاد. در ادامه جستجو و مطالعه در حوزه قضاوت عجولانه حدیثی یافت شد که افق دیگری را نمایان ساخت:

«طوبی لمن جعل بصره فی قلبه و لم یجعل بصره فی عینه. لاتنظروا فی عیوب الناس کالارباب و انظروا فی عیوبکم کهیئه العبید».

 این حدیث بخشی از مواعظ و نصایح امام صادق(ع) به عبدالله بن جندب است که اختصاص به مواعظ اخلاقی حضرت عیسی (ع) دارد. حضرت عیسی علیه السلام ضمن دادن هشدار نسبت به این آفت، میفرماید: خوشا به حال آن کسی که بینش یا بینایی اش در دلش باشد نه در چشمش: «طوبی لمن جعل بصره فی قلبه و لم یجعل بصره فی عینه».  حضرت میفرماید: نه تنها انسان نباید این روحیه را داشته باشد، بلکه باید همچون برده، متواضع باشد و سعی کند برای در امان ماندن از مواخذه ارباب، کار خلافی انجام ندهد: «لاتنظروا فی عیوب الناس کالارباب و انظروا فی عیوبکم کهیئه العبید».

اینکه توصیه شده با دریچه قلب افراد را نگریست گویا بر این مطلب گابریل برنستین در کتاب ترک عادت قضاوت نادرست صحه می گذارد.

((ماهیت راستین ما عشق است، اما جایی در زندگی، معمولا در دوران کودکی، حادثه ای خاص سبب می شود از آن ماهیت خاص فاصله بگیریم. جدایی از عشق در ما احساس خاص بودن یا نابسندگی ایجاد می کند که به احساس تنهایی و در نتیجه هراس منجر می شود. ما می خواهیم از خود در برابر این ترس حمایت کنیم، بنابراین آن را به شکل قضاوت نادرست فرافکنی می کنیم.

می دانیم موجوداتی مهرورز و دنبال پیوند و ارتباط هستیم؛ اما در جدایی خود در رؤیا به سر می بریم. ما بدون اینکه متوجه باشیم برای اینکه از حقیقت دور شده ایم، در اعماق وجودمان در باره خودمان قضاوت نادرست می کنیم و در نهایت هم به احساس گناه و خجالت می رسیم. احساس گناه ناخودآگاه به قدری دردناک است که چاره ای نداریم جز آنکه آن را فرافکنی کنیم تا از رنج و ناراحتی خود بکاهیم. با فرافکنی قضاوت نادرست درباره دیگران، منکر احساس گناه خود می شویم و آن را در خود سرکوب می کنیم که نیمه هوشیار در ما احساس گناه بیشتر می کند. زیرا می دانیم قضاوت نادرست با آن کس که به راستی هستیم، تفاوت دارد. احساس گناهی که از قضاوت نادرست درباره دیگران به ما دست می دهد، به خود ما تعمیم داده و چرخه باطل شروع می شود، همان چرخه قضاوت نادرست)).

 

گابریل برنستین در این کتابش یک روش شش مرحله ای را ذکر می کند که خلاصه آن اینجا ذکر می شود:

مرحله 1: بدون قضاوت به تماشای قضاوت نادرست خود بنشینید.

یعنی با قضاوت نادرست صمیمی شده و با صداقت به آن نگاه کنید. در پس دیوار قضاوت، احساس عمیق ناپسند بودن و شرم نهفته است. اولین مرحله برای التیام شرم و بازگذراردن گارد خود این است که بپذیریم قربانی نیستیم. وقتی با عشق به تماشای قضاوتمان می نشینیم، می توانیم خود را کودکی معصوم ببینیم، می توانیم جراحت احساسی خود را ببینیم، می توانیم متوجه شویم که اصولا چرا قضاوت می کنیم.

همه ما جراحت داریم. همه ما کودکان معصومیم که به شدت ضربه روحی خورده ایم. ما از عشق می ترسیم  و از قضاوت برای حمایت و حراست از خود استفاده می کنیم.

بدون قضاوت به تماشای قضاوت خود بنشینید. علت ریشه ای و اساسی همه قضاوتهای نادرست، ترس از به اندازه کافی خوب نبودن است، ترس از اینکه شایسته عشق نباشم و ایمنی مشمول حال من نشود.

اولین قدم به سمت روشنایی آگاهی از سایه های سیاه در ذهن است.

در این مرحله جدولی چهار ستونه مطرح شده است که در نگاه درست به قضاوت نادرست می تواند راه گشا باشد.

جدول: من مایلم بدون قضاوت به قضاوتهای نادرستم نگاه کنم

 

در باره چه کسی یا چه چیزی قضاوت می کنم

این قضاوت در من چه احساسی ایجاد می کند؟

چرا در این قضاوت خود را محق می دانم؟

چه لحظه ای در زندگی سبب شد برای این قضاوت خود را محق بدانم؟

مثال: من در مورد تحمیل کرده های همه چیز دان قضاوت می کنم.

ابتدا در من احساسی خوب ایجاد می کند، زیرا فکر می کنم در برابر کسانی از خود حراست می کنم که فکر می کنند از من بهترند، اما وقتی در خودم فرو می روم، احساس می کنم از بقیه جدا و تنها هستم.

چون تحصیل کرده های همه چیز دان فکر می کنند از همه بهترند.

وقتی کلاس ششم بودم، یکی از پسرهای درس خوان به من گفت که احمقم.

     

مرحله 2: به جراحتهای احساسی بها بدهید.

 

مولانا می گوید که جراحات مکانی اند که نور وارد می شود. در این فصل از ضربه های شفا بخش می توان برای قضاوت نادرست استفاده کرد.

با محل  ضربه کاراته دست در هفت نقطه بدن شامل روی سر، وسط ابروها، کنار چشم، زیر چشم، زیر بینی، چانه، ترقوه و زیر بغل ضرباتی وارد می شود و همزمان با صدای بلند جملاتی چون این جمله گفته می شود: نمی توانم قضاوت نادرست کردن را در باره این فرد را متوقف کنم؛ اما عمیقا خودم را دوست دارم و می پذیرم.

در این  مرحله قبل از تمرین و بعد از تمرین به حال خود نمره ای از صفر(حال خوب) تا ده (حال خیلی بد) داده می شود.

 

مرحله 3: عشق را گرامی بدارید.

قضاوت نادرست ویژه ای را که می خواهید رها کنید، شناسایی کنید.

 برای رهایی از قضاوت نادرست خود نیایش کنید.

نیایش برای تسلیم شدن: من آماده ام قضاوت نادرست را رها و با چشمان عشق نگاه کنم.

نیایش برای پذیرفتن: موقعیت در حال حاضر آن گونه است که باید باشد.

نیایش برای انتخاب دوباره: امروز درباره هیچ اتفاقی قضاوت نادرست نمی کنم.

نیایش برای بخشیدن اندیشه هایتان: من این فکر را می بخشم و دوباره انتخابش می کنم.

چگونه از نیایش ها استفاده کنیم: یکی از بالایی ها را انتخاب و منظم تمرین کنید و مکتوب کنید. به راهنمایی ها توجه کنید: اغلب راهنمایی هایی که دریافت می کنید به گونه ای طراحی شده اند که سبب یادگیری، رشد و التیام شما در طول زمان می شوند. التیام واقعی از قضاوت نادرست و جدایی زمانی حاصل می شود که باورهای تاریک در پس آن ها را التیام می دهیم. این یکی از راههایی است که راهنمایی معنوی به ما کمک می کند؛ شما می پذیرید که جای ترس را با عشق عوض کنید و برای دریافت کمک نیایش کنید. این کار به شما کمک می کند ذهنتان را تغییر دهید و بعد بر اساس راهنمایی که دریافت می کنید به سوی عشق برگردید (اثبات معنوی). این نمونه ها را در دفترچه خود یادداشت کنید. نیایش واسطه معجزه است.

 

مرحله 4: برای اولین بار ببینید.

دیدن دیگران برای اولین بار به معنای دیدن پاکی و یگانگی آنها است. دیدن کسی برای اولین بار نیاز به تسلیم معنوی دارد. این کار منطقی نیست، بلکه تجربی است. اعتماد کنید که قصد و نیت شما برای دیدن با لنز عشق برای تان کافی است. تا معجزه را تجربه کنید. از راهنمایی های من پیروی کنید و بگذارید این مرحله طبیعی تحقق یابد.

راه دیدن برای اولین بار: برای دیدن پاکی آنها باید آنها را به شکلی که هستند، بپذیرید.

مهرانگیزترین کاری که در حق کسی می توانیم بکنیم این است که او را بپذیریم و نامهربانترین کاری که در حق او می توانیم بکنیم این است که تلاش کنیم او را تغییر بدهیم.

خود را بپذیرید گام بعدی است و  قدرتی دارد که تجربه شما از خودتان و زندگی تان را سازمان دهی مجدد می کند.

برای تمرین پذیرفتن اسم فرد مورد قضاوت بالای صفحه نوشته می شود، در کنار اسم فهرست همه ویژگیهای مورد پسند فرد را می نویسیم. وقتی فهرست خود را می خوانید و از افکار منفی به سراغ افکار مثبت می روید، ببینید چه احساسی دارید. آیا نظرتان در باره او تغییر کرده است؟

گام بعدی در این مرحله این است که بپذیرید طرف مقابل، خودتان هستید.

بعد نور دیدن دیگران است. نور در تو تنها چیزی است که می بینم. یوگی بهاجان می گوید: اگر نتوانید خداوند را در همه ببینید، اصولا خدا را نمی توانید ببینید.

گام بعدی در این مرحله مهرورزی است.

از امروز شروع کنید. آگاهی خود را با پذیرفتن و مهر و الفت پیوند بزنید، از پشت لنزهای نور و روشنایی نگاه کنید و ببینید که طرف مقابل شما، خودتان هستید.

 

مرحله 5: طنابها را پاره کنید.

برای اینکه در رابطه ای جلو برویم و خود را از قضاوت نادرست دور کنیم، باید قید و بندهای موجود را از میان برداریم.

در این مرحله در شش روز شش مراقبه پاره کردن طنابهای سیاه بین هم (روز نخست)، مراقبه برای بخشیدن (روز دوم)، مراقبه برای سوار شدن بر امواج احساسات (روز سوم)، مراقبه مانترا (روز چهارم)، مراقبه برای رسیدن به یگانگی (روز پنجم) و مراقبه اشعه های بزرگ (روز ششم) انجام می شود.

 

مرحله 6: سایه های خود را در معرض نور قرار دهید

در این مرحله تمرین برای بخشیدن است، تمایل به بخشیدن، تاریکی توهمات را زیر نور حقیقت قرار می دهد. وقتی فرد هراس خود را در معرض روح قرار می دهد تا آن را التیام ببخشد، او قضاوت نادرست و افکار را رها می کند.

راه منتهی به بخشیدن از سه مرحله آشکار کردن نفس، پذیرفتن انتخاب اشتباه و انتخاب دوباره و تقاضای کمک می گذرد.

فقط باید توجه کرد بخشیدن به معنی ادامه دادن نیست. ممکن است همسرتان را برای بدرفتاری اش ببخشید؛ اما حاضر نباشید با او زندگی کنید. به یاد داشته باشید که بخشیدن برای شما نعمت است، وقتی رها می کنید و دست می کشید، خود را از تنش و ناراحتی های روانی خلاص می کنید. با رها شدن از تنش میدان انرژی خود را آزاد می کنید تا زندگی جدید و معجزه آسایی خلق کند.

در نتیجه گیری این کتاب آمده است به خودتان سخت نگیرید، بر میزان بازگشت خود تمرکز کنید، متعهد باقی بمانید، همراه معنوی برای خود انتخاب کنید، درباره مسیرهای معنوی دیگران قضاوت نکنید، سرتان به کار خودتان گرم باشد، اجازه بدهید شما در حکم نور باشید، حضور ذهن را تمرین کنید، پذیرای امکانات خلاق باشید، به استقبال معجزه ها بروید، به ایده های مضحک بخندید، احترام خود را حفظ بکنید و به خود صدمه نزنید، آنچه مهم است تعهد شما به عشق است، به خود اجازه عشق ورزی بدهید، حال خوب را الویت بدانید و انتظار معجزه داشته باشید.

 

همان طور که در حدیث امام صادق علیه السلام مشخص شد که قضاوت عجولانه مانند خیلی از امور اخلاقی دیگر یک امر قلبی است و با مراجعه به اولیاء عرفان و سلوک می تواند نمونه های بسیاری را که باید برای ترک این فعل قلب و امور قلبی مانند بخشیدن در کار باشد را یافت.

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: (( استغفار امانگاه انسان است، یعنی پناهگاه، وقتی گفتی «استغفرالله » در پناه خدا هستی. فرمودند: «دو امان میان شما بود، یکی پیامبر خدا و دیگری استغفار. پیامبر خدا رفت، ولی استغفار همیشه میان شما باقی است. با این دو امان عذاب نیست.» روزی هفتاد مرتبه استغفار مستحب است. یکی از خاصیت‌هایش این است که قلب انسان راحت می‌شود. بزرگ می‌شود. از همه راضی می‌شوی از خدا، از مخلوقات خدا.

کسی آب دهان به مالک اشتر انداخت. مالک فردی شجاع و قوی است. رئیس لشکر حضرت امیر است. بزرگ است. این شخص او را نمی شناخت. دید یک نفر خیلی استوار راه می‌رود. نتوانست ببیند یا این که مریض بود. آب دهانی به مالک انداخت. مالک به سرعت رفت. کسی آن جا بود. به آن شخص گفت: می‌دانی چه کردی؟ او مالک بود، مالک اشتر. چگونه جرات کردی؟ گفت: این مالک بود؟ بدنش به لرزه افتاد. به دنبال مالک دوید ببیند کجا رفت تا به پایش بیفتد و استغفار کند. سراغ او را گرفت. گفتند: به مسجد رفت. وقتی به مسجد رسید و مالک را دید، مالک به او گفت: من به مسجد نیامدم جز این که برای تو استغفار کنم. این هم نمونه و مصداق این مطلب.

ان اشاء الله امیدوارم شما که نیتهایتان پاک است اگر در گذشته از کسی، از پدر، از مادر، از همسر ناراحت شده‌اید آنها را عفو کنید. خدا خیلی تلافی می‌کند. اگر قلب حاضر نیست این کار را بکنی، قلبت را نرم کن. دو سه مرتبه استغفار کن. یکدفعه دلت نرم می شود. البته دلهای شما نرم است، آبدار است، سخت و شقی نیست. اگر دیدید قلبتان الان حاضر نیست استغفار کند با زبان استغفار کن، آن وقت دلت نرم می‌شود. حتی ممکن است برایش گریه هم بیفتی، او را دعا هم بکنی.

دل زود نرم می‌شود. دل به ذکر خدا نرم و شفاف می‌شود. اگر خدای نخواسته مطلب بزرگ بوده و نتوانستی استغفار کنی چند مرتبه با زبان استغفارکن، کم کم دلت نرم می‌شود و می‌بینی که راحت شدی. قلبت باز می‌شود. قلب انسان اگر باز شد خیلی بزرگ است. دل و قلب انسانها مثل شکم می‌ماند. اگر مرتب چیز در شکم بریزی و آن را عادت بدهی باز می‌شود. بعضی هستند که اگر جلو آنها غذا بگذاری از بس می‌خورند تعجب می‌کنی که این چه شکم است! هر چه می‌دهند می‌گوید: کم است. دنیا پرست و پول پرست هم همین طور است. هر چه به او می‌دهند می‌گوید: کم است.

خلاصه قلبی که ذکر خدا می‌کند خیلی بزرگ است. اوسع الاشیاء است. هر چه از محبت و صدق و ذکر خدا می‌گیرد باز می‌گوید: کم است. نماز که می‌خواند می گوید: کم است. استغفار هم چیزی است که قلب را بزرگ می‌کند. پیغمبر خدا، آن دریای عظمت الهی، روزی هفتاد مرتبه استغفار می‌کرد. امیدوارم این عرایضی که بنده می‌کنم در قلبتهایتان خودش به شما بیاموزد. هر کدام از شما دل داشته باشید، قلب داشته باشید، از این سخنان بهره می‌برید)).

پس برای ترک قضاوت عجولانه و پیش داوری لازم است برنامه ای جدی و اساسی مبتنی بر تفکر بر علل قضاوتهای منفی، دقت در عملکرد و یافتن دور شدن از ارزیابی بی طرفانه، داشتن نگاهی عمیق و مهربان، تغییر دیدگاه و جایگزینی با افکار خیرخواهانه، یافتن دلایل مناسب و حقیقی رفتار دیگران و  تجزیه و تحلیل احساسات تدارک دید.

 

 

 

نویسنده : بید مجنون ۰ لایک:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
عاشقانه ها من رو یاد خدا می اندازند
پیوند ها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان