عاشقانه

از حجاب حسن شرم آلوده لیلی هنوز .... بید مجنون را میسر نیست سر بالا کند (صائب)

یادی از صبر مادر شهید یوسف رحیمی نیکو

/ بازدید : ۲۰۱


با سلام و تبریک عید با تاخیر
 1-خواهش می کنم واقعا به خدامون اعتماد کنیم و با ناامیدی خودمون خدا رو غریب نذاریم . 
2- شهید رحیمی نیکو شهید شانزده ساله که داستان صبر مادرش شنیدن داره 

یادی از صبر مادر شهید یوسف رحیمی نیکو

توی مجلس ترحیم مادر متوفی مدام  بی قراری می کنه و آروم و قرار نداره .... البته این سومین داغ جوان است که کشیده است و نمی دانم حق دارد یا نه....

وقتی بی قراری مادر به اوج می رسد  صدایش می کنند که بیاید و آرام کند خواهر عزیز از دست داده اش را

وقتی وارد می شود می گوید می دانی یوسف رحیمی نیکو 16 سال بیشتر نداشت که رفت و شهید شد . پیکرش سر هم نداشت. رفتم به مادرش خبر شهادت بدهم گفت مرا برای دیدن پیکر پسرم ببر. گفتم نمی شود . از  من انکار شد و از او اصرار. آخر گفتم آخر میدان جنگ شهید شده پیکرش سالم نیست. گفت عیب ندارد . بردمش . توی سردخانه کشو را بیرون کشیدم . نگاه کرد بعد دوباره پارچه سفید را کشید روی پیکر بی سر پسرش و بی هیچ جزع و فزعی خواست که برش گردانم .....


نویسنده : بید مجنون ۲ لایک:)
رفیق خاموش
۲۷ تیر ۱۵:۵۴
سلام :عید شمام  مبارک:)

 صبر اوج احترام به حکمت خداست 

امیدوارم بنده های صبوری باشیم
ســـــر باز
۱۸ تیر ۲۱:۵۵
الله اکبر...
خدا اجرشان دهد
پاسخ :
سلام واقعا این مادران شهدا در مکتب حضرت زینب سلام الله علیها خوش درخشیدند و نشون دادند پیرو خوبی برای خانم هستند 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
عاشقانه ها من رو یاد خدا می اندازند
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان