عاشقانه

از حجاب حسن شرم آلوده لیلی هنوز .... بید مجنون را میسر نیست سر بالا کند (صائب)

روز پاسدار و یادی از شهید حمید سربی که خون قلبش را هدیه کرد

/ بازدید : ۱۵۶

  برای گوش دادن به صوت شهید اینجا را کلیک کنید 

برای دانلود صوت این شهید اینجا را کلیک کنید


 با سلام اول لبخند خدای مربوط به این شهید رو با هم بخونیم: 

 داداش حسین می گوید: یه شعر خوب شنیدم که

 ز روی یوسف اگر دستها بریده شد

ز روی یو سف ما سرها بریده شد

و توضیح می دهد: منظور امام حسین (ع) است  که یاراش سرشون رو براش دادن.


تا اسم امام حسین (ع) را می­شنوم یاد شهید حمید سربی پر می شود توی وجودم. آخر وصیت نامه­ی شفاهیش فراز آخر زیارت 

عاشورا رو می­خواند. تا مهجهم گفتنش رو می­شنوم با خودم می­گویم:- داداش حمید داداش حمید غلط نکنم تو که داری با این

 حرارت از امام حسین می­گی حتم خون قلبت رو تقدیم خداجون کردی مثل مولای نازنینت. فردا می­روم سر وقت خواهرش و می­

گویم:- یه سوال بپرسم می­گوید بپرس. می­گویم:- داداش حمید از قلبش شهید شده؟ یعنی گلوله خورده تو قلبش؟ چشمانش پره اشک 

می­شود و می­گوید:- آره خودم رفتم و دیدمش آروم آروم خوابیده بود و یک سوراخ کوچولو رو آرم سپاه که رو قلبش بود و السلام.

خداجون....................................

برای خوندن متن این صوت زیبا ادامه مطلب رو ببینید 

متن پیاده شده­ی وصیت­نامه­ی حمید سربی

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله اشتری من المومنین انفسهم واموالهم بان لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون ویقتلون وعدا علیه حقا فی التوراة والانجیل والقرآن ومن اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به وذلک هو الفوز العظیم

چند دقیقه­ای می­خواستم سرتان را درد بیاورم و مطالبی را به عرضتان برسانم. امیدوارم از این بابت مرا مورد بخشش قرار می­دهید.

با سلام به امام زمان منجی عالم بشریت (عج) و نائب بر حقش امام امت و تمامی رزمندگان کفر ستیز اسلام و با سلام به خانواده­های معظم شهدا و با  سلام به خانواده­ی گرامی و کلیه دوستان و آشنایان، سخنم را شروع می­کنم:

الهی چون در تو نگرم از تاجدارانم و تاج بر سر و چون در خود نگرم از جمله خاکسارانم و خاک بر سر. خداوندا روز محشر با عدل و دادت با ما رفتار نکن که در این صورت گرفتار آتشیم. آتشی که خود با اعمال خود ایجاد کردیم ولی خدایا تو در آن روز با ما با لطف و کرمت بساز که ما سخت محتاج آنیم. در ابتدا خدا را بسیار شکر می­کنم که لیاقت شهادت در راه خودش را که یکی از بزرگترین سعادت­های دنیا و آخرت محسوب می­شود به من داد و من بنده­ی عاصی را هم به این مقام رساند که از ابتدا تا انتهای این عمل فقط با اراده­ی خود خدا بوده و  ما هیچ نقشی در آن نداشتیم مای بنده­ی عاصی و گنهکار کی می­توانستیم در راه خدا قدم به جبهه­ها بگذاریم؛ در راه خدا در مقابل کفار قرار بگیریم. در راه خدا مجروح شویم و در راه خدا به شهادت برسیم که این همه از الطاف الهی بود و خود ما حتی سر سوزنی هم در آن دخالت نداشتیم و همه لطف خدا بود و خدا را بسیار شکر می­کنم که سرانجام من را هم به این مقام رساند. الان که این سخن را می­گویم باز لیاقت شهادت را در خودم نمی­بینم. اگر تمام زمین و آسمان به صدا در بیاید و بگوید که تو لیاقت شهادت داری باز من باورم نمی­شود. اگر تیر به بدنم بخورد و ببینم که از  این دنیا دارم می­روم باز باورم نمی­شود که به مقام شهادت می­رسم. مگر این­که خود خدا لطف کند و ببرد. و گرنه اصلن لایقش نیستم و اصلن لیاقتش را ندارم. در مورد گریه کردن برای شهید نمی­توانم بگویم گریه نکنید چون من خودم از کسانی هستم  که برای شهید خیلی گریه می­کنم و در داغ از دست دادن دوستانم خیلی ناله می­کنم و ناله­ام برای این است که خدایا این دوستی که چندین بار با من نشست و برخاست می­کرد چرا توانست به این مقام برسد ولی من نمی­توانم به این مقام برسم. و این دوست با این که توی این دنیا با من بود ولی راهش از من جدا بود چرا این فکرش خیلی وسیع بود ولی من فکرم خیلی کوتاه بود. ناله­ام از این است که چرا من لیاقتش را ندارم. به عنوان نمونه می­توانم بگویم که من نشد یک روزی که بالای سر قبر شهید فتاح­زاده بروم و گریه نکنم. و هر وقت رفتم چشمم وقتی به عکسش خورد نتوانستم خودم را کنترل کنم و انگار می­دیدم واقعا این را که خیلی عقبم. خیلی از قافله جا ماندم. گریه کنید برای شهید. گریه کنید. انشاءاله این اشک­ها همه سبب این بشود که آن دنیا از پل صراط به رراحتی عبور بکنیم و در مقابل شهدا و در مقابل ائمه و در مقابل خدا رو سفید باشیم. ولی در این گریه­هاتون به یاد مصیبت­های وارده به ائمه معصوم (ع) باشید و آنها را فراموش نکنید و یک مقایسه­ای کنید مصیبتی را که به خودتان وارد شده با مصیبتی که به ائمه معصوم (ع) وارد شده و قیاسی کنید ببینید که آیا واقعا رنج کشیده کیه؛ آیا امام حسین (ع) که در صحرای کربلا با یاری بسیار کم در مقابل عده­ی زیاد کفار قرار گرفت و در آن­جا به شهادت رسید و خون پاکش روی خاک داغ صحرای کربلا ریخت آیا آن مصیبت بالاتر بود یا مصیبت ما. آیا مصیبت وارده به حضرت فاطمه­ (س) بیشتر است و مصیبتی که به آن حضرت وارد شده عظیم­تر و بزرگ­تر بود یا مصیبتی که به ما وارد شده. ما شهید می­شویم و بعضی ­هامون تشییع جنازه می­شیم. بعضی­هامون نمی­شیم و در ختم ما یکسری قرآن می­خوانند و یاد می­کنند از ما. ولی آیا از امام حسین (ع) پس از شهادتش به چه صورت یاد کردند. آیا در شهادتش نالان شدند یا این که او را خارجی اعلام کردند و خندیدند. روضه­ی فاطمه (س) را زیاد بخوانید که خودم واقعا عاشق این روضه بودم. سخنی دارم با مادرم. می­خواهم بگویم مادرم می­دانم که آرزو داشتی که دامادی مرا ببینی، که این چیز عادیه و هر مادری همچین آرزویی برای فرزندش دارد و آرزو دارد که فرزندش خوشبخت بشود و من هم این را می­دانستم. و من از تو جدا نشدم مگر برای خدا. من شهید شدم که اسلام و امام زنده بمانند. من شهید شدم که دشمن در خون من غرق و نابود شود. من شهید شدم که شهادت وصل عبد با معبود شود. من شهید شدم که شهادت وصل عاشق با معشوق شود. و من شهید شدم و به آرزویم رسیدم. خوشبختی من در این بود و خدا مصلحت دان ماست و خدا این را صلاح دانست. پس راضی باش به رضای خدا و بدان که خوشبختی دنیا فایده­ای ندارد. اگر در کنارش خوشبختی آخرت نباشد و اصل آن است که انسان در مقابل خدا روسفید باشد و در روز قیامت در مقابل شهدا رو سفید باشد. و در مقابل امام حسین (ع) و ائمه و در مقابل خدا رو سفید باشد. یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیه فادخلی فی عبادی فادخلی جنتی. من از همین جا با مادرم و خواهرانم خداحافظی می­کنم و طلب حلالیت می­کنم. انشاءاله من را حلال کنید. چون در طول زندگی بعضی اوقات اسباب ناراحتی شما را فراهم می­کردم. انشاءاله که از این بابت من عاصی را ببخشید. و مادرم همیشه به یاد این باش که شهدا زنده­اند. حتی زنده­تر از اینهایی که در این عالم دنیا دارند به سر می­برند. سرنوشت این­ها معلوم نیست آیا گرفتار شیطان بشوند یا نشوند. ولی شهدا مشخص شده سرنوشتشون. آنها زنده­اند و زندگی واقعی را آن­ها می­کنند. و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. که آنها زنده­اند و نزد خدای خودشان روزی می­خورند.

روز محشر عاشقان را با قیامت کار نیست                                   کار عاشق جز تماشای وصال یار نیست

از سر کویش اگر سوی بهشتم می­برند                                       پای ننهم گر در آنجا وعده­ی دیدار نیست

از همین جا از خانواده­ی گرامی و تمامی دوستان و آشنایان مخصوصا بچه­های بسیج و سپاه خداحافظی می­کنم و طلب حلالیت می­کنم. فقط سخنی با بچه­های بسیج دارم این­که بچه­ها مواظب باشید که امام را تن­ها نگذارید. هیچ وقت جبهه­ها را خالی نکنید. همیشه از اسلام دفاع کنید که سرانجام مدافعان اسلام نور است. که منشاش نور است و آخرش هم نور است. از این مسیر مبادا خارج شوید. از این مسیر نورانیت مبادا غافل شوید. به کارهایتان ادامه دهید و با دشمنان داخلی و خارجی به هر صورتی که در توانتان هست مبارزه کنید و اسلام و دینش را پیش ببرید که انشاءاله هر چه سریع­تر پیروزی بزرگ نصیب مسلمین شود.

اللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرینَ لَکَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ

السلام علیکم و رحمه الله و برکاه

23 اردیبهشت 1365 مصادف با ماه مبارک رمضان

 

نویسنده : بید مجنون ۱ لایک:)
شاهین ...
۲۴ ارديبهشت ۲۲:۳۳
+ مدد کنند الهی، تا نه مثل خودشان که ناخن انگشت کوچکشان باشیم...
بسیجی گمنام
۲۲ ارديبهشت ۱۱:۴۸
سلام 
هیچی واسه گفتن نیست

خونش را دااد ....
پاسخ :
سلام خون قلب .... مهجهم .... الکی نیست .... بهترین خونی که تو بدنت جاریه ..... 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
عاشقانه ها من رو یاد خدا می اندازند
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان